تبليغاتX
قرن بیستم - فوکو
درسی
فوکوی اول می گوید که ما تماما" در سازمان قدرت محصور شده ایم و سوژه ای هستیم که رام شده ایم و یک نوع بازیچه هستیم که این خیلی بدبینانه و ناراحت کننده است که انسان فکر کند که هیچ نقشی ندارد و فقط یک بازیچه است اما فوکو خودش،خودش را نقد میکند و میگوید ما تماما" هم در سازمان قدرت هضم نشده ایم و این قسمت هضم نشده همان امیال ماست که در مقابل قدرت از خود مقاومت نشان میدهد به نظر من این نظر فوکو درست است و من با او موافق هستم چرا که امیال انسان دیگر چیزی نیست که بتوان به راحتی و تماما"بر آن تسلط کرد و اگر این گونه نبود و قدرت حتی بر فیزیک انسان هم مسلط میشد انسان کاملا" احساس پوچی میکرد و زندگی اش بی معنا میشد بالاخره باید جایی باشد که انسان خودی نشان دهد و در مقابل این قدرت بایستد واین همان تن است.

امافوکو از ریشه ها بحث میکند و اینکه هیچ چیزی ریشه ای ندارد و ریشه زدایی میکند که من با این نظرش مخالفم زیرا هر چیزی از جایی بر آِمده و ریشه و بنیادی دارد و محال است چیزی را بدون ریشه بتوان در نظر گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 19:12  توسط پیرهادی  |