تبليغاتX
قرن بیستم - پست مدرنیسم
درسی
پست مدرنیسم مبانی مدرنیته که عقلانیت و فردانیت است را رد میکند و میگوید که اینها فجایع قرن بیستم است وکسی مثل نیچه انسان را موجودی عقلانی نمیداند بلکه به جای عقل قدرت را در کانون انسان قرار میدهد و برای عقل و دانایی ارزشی قائل نیست بر خلاف هابز که انسان را موجودی عاقل و دانا میداند و قدرت را در حاشیه قرار میدهد و میگوید قدرت قابل تملک است.از نظر من اینکه پست مدرنیسم عقلانیت را فاجعه ی قرن بیستم میداند اشتباه است زیرا اگر این گونه بیاندیشیم انسان بدون عقل کسی است که فقط در آن زندگی میکند و به خوشی همان لحظه میاندیشد و برای آینده فکری ندارد و مصلحت اندیش نیست.انسان پست مدرنیسم مثل همان نظر نیچه فقط اراده و خواستش مهم است و تامل نمیکند و این به نظر من کاملا"  اشتباه است چرا که ما تامل میکنیم،برای آینده نقشه میکشیم،فکر میکنیم و بعد تصمیم میگیریم،به نظر من ما نه انسان هابزی هستیم و نه انسان نیچه ای چیزی میان این دو که هم اراده و خواستش را پیش میبرد و هم با عقل و دانایی کار میکند.

اما بحث آلتوسر برای من کمی نامفهوم است اینکه او از طرفی میگوید خواست و میل ما است که طور نگاه ما را به چیزها معلوم میکند اما از طرف دیگر میگوید که این سازمان قدرت است که ما را وادار  میکند طوری جهان را ببینیم که مقتضی سسازمان قدرت استو این کمی تناقض دارد اگر سازمان قدرت است که طور نگاه ما را مشخص میکند پس خواست و میل ما دیگر اینجا نقشی ندارد و سؤالی که برای من پیش آمده اینکه بالاخره در نظر آلتوسر ما تابع سازمان قدرت هستیم یا تابع امیال و خواسته هایمان؟

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 19:3  توسط پیرهادی  |