تبليغاتX
قرن بیستم - اندیشمندان قرن 20 و محافظه کاران
درسی
ویژگی اندیشه ی قرن بیستم این است که میخواهد بنیاد ها را از بین ببرد و نگاهی غیر بنیاد گرایانه به چیزها داشته باشد ،اما محافظه کاران بر عکس میخواهند از بنیاد ها دفاع کنند و نگاه غیر بنیاد گرایانه را نقد کنند.

آنها همواره میخواهند ثابت کنند که ارزش های اخلاقی ارزش های عینی و واقعی هستند اما به نظر من این گونه نیست زیرا اگر این چنین باشد و ارزش های اخلاقی عینی باشد زندگی بسیار سخت میشود و همیشه باید در چارچوبی باشیم ،به نظر من آنها همه اش میخواهند انسان ها را در حریم کنند و از عملکرد آزاد او جلوگیری کنند،زیرا انسان ها را دارای خصلت های متوحشانه می دانند که اگر به حال خود رها شود فاجعه به بار میآورد.

آنها برابری را نفی میکنند البته سؤالی که اینجا برای من بوجود می آید این است که آیا محافظه کاران انسان ها را در اصل خلقت نابرابر میدانند یا اینکه به نظر آنها انسانها در شرایط زمان تغییر میکنند و نابرابر میشوند؟که اگر رنظر دوم باشد درست است اما اگر نظر اول باشد اشتباه است.

آنها میخواهند به الگو های ساده ی زندگی بر گردند که البته این بد نیست اما نه تا حدی که جلوی پیشرفت و ترقی را بگیرد که محافظه کاران البته این را میخواهند.

اینکه ارتگای گاست میگوید طبقه ی متوسط (انسان توده ای)روز بروز افزایش میابد و به نظر او این باعث بی هویت شدن و بی شکل شدن جامعه میشود به نظر من این اشتباه است و بر عکس افزایش طبقه ی متوسط به یک دست شدن جامعه و برابری هر چه بیشتر افراد  می انجامد و اینکه دیگر کم کم طبقات فرا دست و فرو دستی نباشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 18:34  توسط پیرهادی  |